کرمان ما: بحث دعوت از میرحسین موسوی برای انتخابات ریاستجمهوری، به روال دورههای هفتم و نهم بار دیگر در محافل سیاسی شنیده میشود.
به نوشته روزنامه کارگزاران برخی منابع خبری دیدار اخیر وی با آیتالله صانعی را با این مسئله مرتبط میدانند و برخی منابع هم از دعوت خاتمی از موسوی سخن میگویند. از سوی دیگر، چهرههای نزدیك به آخرین نخستوزیر ایران اطلاعات متفاوتی را در این باره ارائه میكنند.

در حالیكه برخی چهرههای نزدیك به وی میگویند كه موسوی برای نخستینبار به گونهای مثبت با دعوتها برخورد كرده است، نزدیكان دیگر وی این نظر را ندارند. منابع خبری میگویند، رایزنی با موسوی در اینباره از تنها چند هفته پیش آغاز شده ولی هنوز به سطح اشخاص و احزاب تاثیرگذار اصلاحطلب نرسیده است. گفته میشود دلایل آخرین نخستوزیر ایران برای ابراز تمایل نسبت به پذیرش این دعوت، «شرایط حساس كشور» و «خطر ادامه روند كنونی برای آینده ایران» عنوان شده است.
انتظار میرود در صورت قطعی شدن ابراز تمایل میرحسین موسوی برای حضور در انتخابات آتی ریاستجمهوری، خیل گستردهای از گروهها و چهرههای اصلاحطلب و حتی مستقل، حمایت خود را از این مسئله اعلام كنند. ضمن آنكه اگر رایزنیهای آینده با موسوی در این خصوص نتیجه بدهد، وی از فعالیت «سیدمحمد خاتمی» رئیسجمهور پیشین كشورمان نیز در این مسیر برخوردار خواهد بود.
این سومین بار پس از خروج میرحسین موسوی از ساختار دولت در جمهوری اسلامی است كه نام او به عنوان یكی از گزینههای اصلی طیف چپ خط امام و اصلاحطلب برای حضور در مقام ریاست جمهوری مطرح میشود.
اولین باری كه پیشنهاد نامنویسی نخستوزیر محبوب و مورد حمایت امام در انتخابات ریاستجمهوری از جانب حامیانش مطرح شد، به انتخابات دوره هفتم باز میگردد كه تلاش افرادی مانند علیاكبر محتشمیپور، بهزاد نبوی و موسوی خوئینیها، برای متقاعد كردن او به پذیرش این مسئله در نهایت بینتیجه ماند و موسوی بدون توضیح خاصی این دعوت را قبول نكرد.
پایان دوران 8 ساله ریاستجمهوری محمد خاتمی هم زمان دیگری بود كه نام موسوی را به عنوان گزینه اصلی اصلاحطلبان برای شركت در انتخابات مطرح كرد اما حتی رایزنی گسترده رئیسجمهور اصلاحطلب و «مهدی كروبی» دبیركل وقت مجمع روحانیت مبارز، با او نیز حاصلی در بر نداشت.
در آن مقطع عنوان شد كه میرحسین موسوی برای پذیرش عنوان ریاستجمهوری «2 شرط محال» مطرح كرده بود. اولین شرط اختیار كامل نیروی انتظامی و شرط دیگر اختصاص یك شبكه رادیویی و تلویزیونی به دولت بود.
شروطی كه عملی كردن آنها نه در عهده خاتمی بود و نه هیچ شخص دیگری تا آخرین نخستوزیر بیانیهای كه پس از استنكاف از حضور در انتخابات، خطاب به ملت ایران صادر كرد، اگرچه از «تامل و تعمق» خود تا واپسین لحظات خبر داد اما عدم برخورداری از ابزار و امكانات لازم جهت ادای وظایف ریاست جمهوری و «مشكلات و پیچیدگیهایی» كه در صورت حضورش در انتخابات ایجاد میشود و «نافی مصالح جمهوری اسلامی» بود را دلیل اصلی خود بر این مسئله عنوان كند.
همچنین در صورت كاندیداتوری موسوی به نظر میآید 3 مشكل عمده اصلاحطلبان برای شركت در انتخابات برطرف شود: اولین مشكل، «خوان بررسی صلاحیتها» است كه به احتمال زیاد موسوی توانایی گذر از آن را دارد. دومین مسئله، اجماع اصلاحطلبان است كه بیگمان آخرین نخستوزیر ایران جزء معدود چهرههای كشور است كه اتفاق نظری حداكثری به روی او در میان اصلاحطلبان وجود دارد و آخرین مشكل هم، جلب آرای اقشار مختلف اجتماعی است كه موسوی به سبب خصوصیات شخصی، شناختهشدگی و سابقه طولانی خود، پتانسیل این مسئله را دارد.
سابقه میرحسین موسوی
میرحسین موسوی برای ایرانیان، یادآور روزیهای سخت جنگ تحمیلی، سهمیهبندیها و كوپنها است. با این حال مشخص نیست اگر موسوی كماكان به آرمانها و اصول فكری حاكم بر مواضع اقتصادی خود باقی مانده باشد، تكلیف مدیران ارشد اقتصادی دولتهای هاشمی و خاتمی كه اكثریت آنها سالهاست ردای اقتصاد دولتی از تن خارج كردهاند، با این سیاستها چه میشود؟
شاید یادآوری آخرین مواضع «نخستوزیر دوران پرافتخار» (عنوانی كه مجمع روحانیون مبارز برای میرحسین برگزیده است)، بخشی از این «زاویهها» را نشان دهد.
آنجا كه موسوی در سال 86 و به مناسبت سالگرد انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی، سالن اجتماعات موسسه «دین و اقتصاد» را به مجلس برای بیان انتقادات شدیداللحن خود از «گسترش فقر در كشور، افزایش فاصله مسوولان با مردم و روزهای پیروزی انقلاب، دوری از نظام ارزشی دهه 60، بیتوجهی به مستضعفان و محرومان» و مانند این، تبدیل كند.
این سخنان موسوی البته به دنبال آن بیان شد كه وی سالهای طولانی را در «سكوتی محض» گذراند. سكوتی كه پس از حذف پست نخستوزیری از نظام سیاسی ایران در جریان اصلاح قانون اساسی در سال 86 آغاز شد و تاكنون به جز برخی استثناها مانند اعتراض به توصیف فلهای مطبوعات در سال 79 و رد صلاحیت گسترده كاندیداهای نمایندگی مجلس هفتم در سال 82 كه هر دوی آنها از قضا، از بزرگترین چالشهای حركت اصلاحی جامعه ایران بودند، ادامه داشته است.
تازهترین واكنش به مواضع موسوی
با این وجود نام میرحسین موسوی در این اواخر به واسطه مسئلهای دیگر مجددا در محافل خبری و سیاسی مطرح شد. آنجا كه «علیاكبر محتشمیپور» وزیر اسبق كشور در مراسم بزرگداشت آیتالله توسلی از نظر امام درباره عدممخالفت نهضت آزادی با جمهوری اسلامی خبر داد و پس از آن «علیمحمد حاضری» دبیر انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها هم اظهار داشت كه نخستوزیر محبوب امام نیز این مسئله را تایید كرده است.
این امر البته با واكنش فوری روزنامه «كیهان» مواجه شد. «حسین شریعتمداری» مدیرمسوول این روزنامه در این خصوص نوشت: «جناب آقای مهندس موسوی اگر چه طی 20 سال گذشته در مقابل اندوه بیحرمتیهای مدعیان اصلاحات به ارزشهای اسلام، انقلاب و اهانت به ساحت مقدس حضرت امام، سكوت غیرقابل توجیهی داشته است ولی گمان نمیرفت و نمیرود كه خود ایشان نیز به جماعت تحریفكنندگان كلام حضرت امام بپیوندند.» واكنش محافل سیاسی و رسانههای جناح راست به هرگونه اظهارنظر نسبت به آخرین نخستوزیر ایران در شرایطی صورت میگیرد كه زمزمه احتمال كاندیداتوری موسوی در انتخابات دوم خرداد 76 و هراس از حاكم شدن دیدگاههای اقتصادی او به كشور، بازاریان راستگرا را به محضر اعضای بلندپایه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم كشاند تا نهاد روحانیت، نقش نسبی و متقابل خود در حمایت از نهاد بازار را ایفا كند.
بنابراین، طبیعی است كه مطرح شدن مجدد نام میرحسین موسوی برای شركت در انتخابات ریاستجمهوری، واكنش تقابلی و منفی اصولگرایان را به دنبال داشته باشد. اصولگرایانی كه بهخوبی از تاثیر نامزدی موسوی بر ریزش آرای كاندیداهای مورد حمایتشان و بهخصوص محمود احمدینژاد آگاهند.
از این روست كه نامزدی احتمالی میرحسین موسوی در انتخابات آتی، علاوه بر اینكه میتواند زمینهساز وحدت و اجماع حداكثری اصلاحطلبان باشد، زمینه اتحاد اصولگرایان در برابر او را نیز فراهم میسازد. شاید دانستن همین مسئله هم باعث شود كه آخرین نخستوزیر ایران مانند انتخابات قبلی كه تا دقایق آخر تصمیم نهایی خود را اتخاذ كرده بود، این بار هم تصمیمگیری خود را به واپسین ثانیهها موكول كند. هیچكس هم نمیداند میرحسین موسوی در آن لحظه چه تصمیمی میگیرد.